تبليغاتX
چراغ هاي خاموش

 

سفر هاي مطبوعاتي ما خبرنگاران آنقدر جذاب و خاطره انگيز است كه جا داشته باشد عكسها ومطالبي را در اين وبلاگ به خودش اختصاص بدهد.

من نميدونم چه سري در اين سفرها نهفته است كه بچه ها ظرف دو روز آنقدر با هم صميمي ميشوند كه روز آخر كار به شوخي شهرستاني ميكشه!!!مثلا تا همين دو هفته پيش من از وجود اعجوبه هايي چون سعيد اسكندري وشاهين جمشيدي در اين كره خاكي هيچ اطلاعي نداشتم اما سفر بازديدي از جنگلهاي ارسباران در آذربايجان شرقي به حدي ما را به هم نزديك كرد كه الان اگه ببينمشون شوخي شوخي خفشون ميكنم.

بااين تحفه ها بيشتر آشنا شويد

سعيد(اون چپيه): مستند ساز ' كارگردان 'هنرمند ' جيمز كامرون 'آرتيست 'شومن ' شوخ ' طناز ' با قابليت هاي تغيير صدا ' تقليد صدا ' اسكول كردن ديگران ' مناسب براي جشن ها وميهمانيهاي شما در بيست و چهار ساعت شبانه روز.

شاهين(اون وسطيه) : خوشتيپ الهي ' تام كروزايراني ' محمد رضا گلزارمطبوعاتي ' با چهره اي فتوژنيك ' بچه مايه دار ' مردي از خاندان جمشيدي(برادرزاده یک مطبوعاتی مشهور) بچه با ظرفيت با كاربري مناسب براي انواع تيزر هاي تبليغاتي ' اجتماعي' عاشقانه ' يك دل داده سينه سوخته در طول سفر و به عبارتي يك ماست خور حرفه اي...

اين عكسهاي زيبا و افشاگرانه را كه ميبينيد همه دست رنج عكاس نجيب ' محجوب ومهربان خبرگزاري مهر مجيد مرادي است كه درسمت راست تصوير ديده مي شود.خيلي كارش درسته اين مجيد ؛ برخلاف قر و ناز بيشتر عكاس هايي كه ميشناسيم 'او بي هيچ منتي حاصل كارش را در اختيارمان قرار داد.حيف كه كسي نبود عكسي از زمين خوردن وي در كوه بگيرد.

زخمهايش به سلامت بادا....

 به خدا اينجا موبايلم زنگ زده بود.وگر نه من كه اهل افه و اين جور حرفها نيستم.

اينجا مقبرة الشعرا است.چندين متر زير زمين ؛حالا خانم قنبري توي اين موقعيت از كجا آفتاب گير آورده كه اينگونه عينك آفتابي بر چشمان مبارك نهاده ' احتمالا فقط خودش ميداند و سردبير روزنامه خراسان.

بلند بالا ترين خبرنگار اين سفر (وشايد همه سفرها) مجتبي قديري بود.مرد خاطرات تلخ و شيرين. با او راجع به سير ترشي هم صحبت كنيد يك خاطره برايتان نقل مي كند. به خدا چقدر مهربان است اين پسر.هرچند كه جكهايش اغلب تكراري است اما صحبت كردن با او عالمي دارد.

آه...راستي استاد شهريار هم در اين عكس خوب افتاده. فقط بعد از عكس شاكي بود كه چرا يك...دو...سه نگفتيم تا يك كم لبخند بزند !!!

با بقيه بچه ها هم زياد شوخي نداريم وگرنه به هر كدومشون يك گيري مي داديم صفا كنيم....

 

 

 خانومها اصولا دوست ندارند موقع غذا خوردن كسي ازشان عكس بگيره؛ به همين خاطره كه توي اين عكس يكي با موبايل حرف ميزنه يكي با دستمال كاغذي ور ميره ودو تاي ديگه هم زل زدن به دوربين.

اون عقب آقايون ' گلهاي سر سبد مجلس ' بي خيال اين حرفها مشغول لمباندن و بالا كشيدن ديزي تبريزي هستن.

واي كه چه ديزي باحالي ؛ حيف ' بچه ها ديزي خور نبودن آبرومونو بردن

 

 اين گاو ها رو ميبينيد.؛ يكي از يكي زبون نفهم تر. بايد اونجا بودين تا ميديدين... ببينم ' كجا رو نگاه مي كنيد....آهاي....اين جلويي ها كه ماييم!!! اون پشت رو مي گم بابا...

دراين عكس سعيد با اون چفيه زاغارتي كه انداخته مي خواست ژست يكي از گاو ها رو در آره ’ منتهي تريپش اونقدر رديف شد كه كم كم گاوها تصميم گرفتند مثل اون ژست بگيرند.راستي آنجا مهندس آقا زماني از مديران وزارت جهاد هم افتخار دادند و با ما عكس گرفتند.

گاو ها هم آن عقب منت بر سر ما گذاشتند و در عكس يادگاري حضور پيدا كردند.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 12:20  توسط مهجاد  |