م-ت : دیکتاتور سابق نیکاراگوا پس ازبرگزاری انتخاباتی سراسر تقلب و دروغ خطاب به رقبایش گفته بود : شما آراء را بردید و من شمارش آراء را .
این جمله مرا پیش از هر چیز به یاد شعاری می اندازد که در 1983 بر دیوار های لندن نقش بسته بود : اگر رای دادن چیزی را عوض می کرد تا به حال غیر قانونی اش کرده بودند .
حتم دارم که اگر این شعار بر دیوارهای تهران نقش می بست 24 ساعت نشده ماموران دولتی به عنوان مبارزه با تشویش اذهان عمومی پاکش می کردند . چنان که شعارهای تحریم کنندگان انتخابات ریاست جمهوری را پاک کردند . شعار کسانی که خواهان رفراندوم بودند نه انتخاب میان افراد گزینش شده نظام . به شعار بقیه کاندیداها کاری نداشتند . "دوباره می سازمت وطن و " مردی از جنس مردم" چند هفته ای بر درخت ها و بیلبردها و دکل بود اما شعار تحریم کنندگان پاک شد . تحریمی ها چوب دو سر طلا شدند . آنها بی آنکه تریبونی رسمی داشته باشند در معرض تندترین اتهام ها قرار گرفتند و خائن و منفعل خوانده شدند . تنها به این سبب که به صندوق های رای فرمایشی و کاندیداهای سفارشی تمکین نکردند و گفتند باداباد .
تحریمی ها آدمهای آرمانگرایی نبوده و نیستند ولی آنقدر هم ساده نبودند که از یک سوراخ چندین بار گزیده شوند . سوراخ دموکراسی صوری .
در نظر اصلاح طلبان پیشرو و غیر پیشرو لاجرم باید انتخابی صورت می گرفت . انتخاب میان بد و بدتر . آنها شاید مثل دبلیو . سی .فیلدز فکر می کردند که می گفت : مرده شورشان را ببرد . من همیشه مخالف کسی رای می دهم نه موافق کسی .
تحریمی ها اما به گونه ای دیگر دموکراسی را می فهمیدند و نمی خواستند شریک جرم یک دموکراسی ساختگی شوند .
آنها حالا از جانب اصلاح طلبان متهم شده اند به خیانت و بی عملی سیاسی .
باکی نیست چرا که اصلاح طلبان بازنده انتخابات هم در حال پس دادن تاوان اشتباه خود هستند .اشتباه انتخاب همیشگی میان بد و بدتر . اصلاح طلبان شاید اکنون به این نتیجه رسیده باشند که نباید مثل وودی آلن فکر کنند که گفته بود : یک راه به یاس و نا امیدی مطلق ختم می شود و راه دیگر به نابودی مطلق می انجامد . بیایید دعا کنیم که عقل کافی نصیبمان شود تا راه درست را برگزینیم .


