س.س: ما اصولا نسلی هستیم که بچه های جبهه و جنگ را دست می اندازیم و در گفتگوهای روزمره خود آن ها را به نوعی به تماخره می گیریم. جملاتی از این دست بحث معمول ما است: حاجی با سید هماهنگ کن امشب نخود بازی کنیم! یاد کربلای 5 بخیر هنوز هم گهگاهی که یادش می افتم جای ترکشش درد می گی
ره!
شوخی با ارزش های مورد تکریم نظام، در شرایطی که اساسا نمی توان نقد واقعی رویدادهای ارزشی نظام را صورت داد چیز عجیبی نیست. با این حال گهگاهی که فرصتی پیش می آید تا از مردان بی ادعای جنگ بشنوم و خاطراتشان، بسیار تحت تاثیر قرار می گیرم و گاه از قضاوت هایم پشیمان می شوم.
یکی از این موارد دوسه ماه پیش بود که با یک "شهید زنده" صحبت می کردم. جانبازی که تا مرحله خاک سپاری هم رفته بود و در آخرین لحظات علائم حیات از خود نشان داد و دوباره به زندگی برگشت.
امشب اما باز تحت تاثیر قرار گرفتم وقتی که " به نام پدر " حاتمی کیا را دیدم و درد و رنج جبهه رفته ها را پیش چشم دیدم.
حاتمی کیا البته همیشه در فیلم هایش حرفی برای گفتن داشته است. هم برای مخاطب عام حرف داشته، هم برای نخبگان و مهم تر از همه برای مسوولین.
به نام پدر حاتمی کیا هم از این قاعده مستثنا نبود. ضمن ان که میزان درد و رنج یک خانوده در این فیلم آن قدر هست که بیننده را متاثر کند و چه دردی بالاتر از اینکه پدری روزگاری برای سد کردن راه دشمنان و جلوگیری از پیشروی آنان، در نزدیکی های مرز مین هایی بکارد و چند سال بعد دختر جوانش هنگام کار عملی دانشگاهی، پایش را به خاطر رفتن روی یکی از همان مین ها از دست بدهد!
"به نام پدر ما" را کمی از فضای شهری خارج می کند و لااقل برای دقایقی به یاد مرز نشینانی می اندازد که هنوز برایشان جنگ تمام نشده و خانواده هایی که هنوز با تبعات جنگ دست به گریبانند.
به گمانم روی سخن حاتمی کیا با دولتمردان فقط این نبوده که به آن ها بگوید موسسات خیریه در کار تجارت افتاده اند و به اسم ارزش ها دلالی می کنند، بلکه مهمتر از آن خواسته به تصمیم گیران سیاسی بفهماند در شرایطی که سایه جنگ هر لحظه به کشور نزدیک تر می شود: جنگ بد است!
آیا در میان تصمیم گیران گوشی برای شنیدن این پیام وجود دارد؟


