تبليغاتX
چراغ هاي خاموش

س.س: نمی شود در تهران گشت و ماشین اوچیکی ندید. ماشین اوچیکی همان پیکان جوانانی است که صاحب خوش ذوقی داره و کلی تزیینات به در و دیوار ماشین آویزان می کنه و احتمالا راننده اش شب جمعه ساعت 11 شب هوس می کنه چند تا لحاف بندازه روی باربندش و با رفقا بزنه بره شمال!
راننده اوچیکی حرف زدن خاصی داره و از اتومبیلش صدای همه جور ترانه جوات یساری و عباس قادری بلنده.
بعضی وقت ها این اوچیکی ها بدجوری به دل آدم می نشینند. نمونه همین چند روز پیش که اول صبح داشتم می رفتم مجلس. مسیر رسالت-بهارستان به یکی از این اوچیکی ها برخوردم که راننده اش آخره خز بود.با همه بی میلی به ترانه های اتوبوسی و مینی بوسی، طرف یک آهنگ باحالی گذاشته بود که تا آخر مسیر باهاش همراه بودم.

اگه بدونید چه شعری داشت: جینگ و جینگ النگوهات می آد..... داره تو قلبم صدای پات میاد!

وای که اگه این ترانه رو بشنوید هوس می کنید با این راننده های داش مشتی یک سر بروید شمال و برگردید!

حیفه ترانه رو گوش نکنید

بی ربط:
تغییر و تحول شد و ایمان چه خشن رفت            صد شکر که این آمد و صد شکر که آن رفت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 3:42  توسط مهجاد  |