تبليغاتX
چراغ هاي خاموش

خیلی خوبه که این اواخر مثل بقیه دوستان خبرنگار در به در دنبال این حاج آقا و اون آقای دکتر، واکمن به دست نمی دویم و می تونیم به جای گرفتن یک مصاحبه خشک و خالی روزنامه ای ،با هرحاج آقا و هر آقای دکتری گپ بزنیم و حال کنیم.دوستان توجه داشته باشند که این از برکات بی خیالی در عالم روزنامه نگاری است و ربطی به هیچ چیز دیگه ای ندارد .

چون تنها وقتی بی خیال باشی می تونی چند تا مصاحبه این تیپی از اصلاح طلب ها  بگیری .اون هم تو جلسه ای مثل کنگره مشارکت و اون هم وقتی که بقیه دوستان پشت سر هم دوست دارند سوال های تکراری و جدی از آقایان بپرسند .

ولی انصافا سوال و جواب های ما را حال می کنید؟


 

شکار اول "محمد علي ابطحي  ":

مهجاد  :  حاج آقا اگه  فرضا شما یک روزی یک شبکه خصوصی تلویزیونی داشته باشید،(شو )  هم نشون میدید؟

ابطحی : حالا که ندارم

مهجاد : حاج آقا حالا فرض کنید یک روزی همچین شبکه ای تاسیس کردید

ابطحی : آخه منظورتون از شو چیه ؟

مهجاد: منظورمون مشخصه . شو ، از نوع لوس آنجلسی اش ، مثلا داریوش ، ابی 

ابطحی : ............................................................ ( این سوالتون رو جواب نمیدم.)

مهجاد: حاج آقا به نظر شما انرژی هسته ای حق مسلم ماست ؟

ابطحی : اگر با هزینه زیاد باشد و در جامعه بحران درست بکند نه.چون این طوری دست یافتن به فناوری اصلا به درد نمی خورد.

مهجاد : آقای ابطحی دانشجوهای بسیجی چیزی نمونده بود سفارت بریتانیا را تسخیر کنند اگه این اتفاق می افتاد واکنش شما چی بود ؟

ابطحی : من اصلا همین تجمعشون رو هم محکوم می کنم . چون ما الان در دنیا شدیدا به یارگیری احتیاج داریم و این گونه تجمع ها هم اصلا نادرست است.


شکار دوم "احمد شيزاد "

مهجاد : آقای دکتر فکر میکنید مشارکت اگه تلویزیون ماهواره ای تاسیس کنه شو هم نمایش می ده

شیرزاد : منظورتون از شو  چیه . چون به هر اجرای تلویزیونی میگن شو.

مهجاد  : این رو که می دونیم ولی منظوره ما مثلا کلیپ شهرام شب پره است .

شیرزاد : نه ( با غلظت قاطعیت بالا)

مهجاد : دکتر ، به نظر شما انرژی هسته ای حق مسلم ماست ؟

شیرزاد : انرژی هسته ای حق ماست ولی آنچه الان به عنوان انرژی هسته ای مطرح می شود دو قران برای ما نمی ارزد .اصلا این قضیه مثل این می مونه که از یکی بپرسید راه رفتن با دست توی خیابان حق ماست یا نه . نمی توانیم بگوییم حق شما نیست .ولی به چه قیمتی .


 

شکار سوم " علی ربیعی "( مشاور امنیتی و اطلاعتی خاتمی )

مهجاد: آقای دکتر به نظر شما آمریکا بالاخره به ایران حمله می کنه ؟

ربیعی : حمله نمی کنه ولی به نظرم تحریم می کنه که از حمله برای ما خیلی بد تره .

مهجاد: آقای دکتر حالا اگر آمریکا حمله کنه ، شما حاضرید برید پشت خاکریزها و با آمریکایی ها بجنگید ؟

ربیعی : بله حتما . حتما میروم و می جنگم .

مهجاد : راستی به نظر شما در دوره جدید قتل های زنجیره ای تکرار می شه ؟

ربیعی :نمی دانم ولی اگر قرار باشد تکرار شود احتمالا به شکل دیگری اتفاق خواهد افتاد .

مهجاد : یعنی روش کشتنشان فرق می کند ؟

ربیعی : اين رو ديگه من نمي دونم ( البته با خنده )


شکار چهارم " محسن امین زاده "( معاون اروپایی وزارت خارجه خاتمی )

مهجاد : به نظر شما اگر مشارکت تلویزیونی داشته باشه شو هم نمایش می ده ؟

امین زاده : شو چه اشکالی داره ، ( چند لحظه مکث ) البته با رعایت حدود خودش

مهجاد: زنان بدون روسری را چی؟

امین زاده : بله

مهجاد : شما فکر می کنید این آمریکا بالاخره به ما حمله می کنه آقای دکتر ؟

امین زاده : نه ، فکر نمی کنم حمله کنه .


 این چهار تا مصاحبه رو گذاشتیم که نشون بدیم بجز سرویس های بهداشتی دشت بهشت حرف دیگه ای هم برای گفتن داریم .راستی یکی دو تا مصاحبه دیگه هم مونده که چون حال  و هواش فرق می کنه باید بماند برای بعد .

     

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 13:4  توسط مهجاد  |