ندا دهقانی در هفته نامه اینترنتی راوی و نیز وبلاگش اصول حرفه ای روزنامه لوموند را منتشر کرده و با گلایه از اهل قلم تیتر زده که " حرفه ای " نیستیم.
در این که روزنامه های ایرانی تا رسیدن به مرزهای استاندارد خیلی راه دارند شکی نیست چنانکه در حرفه ای نشدن روزنامه نگاران ایرانی هم کسی شکی ندارد. با این حال اصولی که ندا در مطلبش از آنها یاد کرده نه تنها در حال حاضر قابلیت اجرا در نشریات ایرانی ندارد که دورنمای آینده نیز نشان می دهد حالا حالا ها رسیدن به آن ها میسر نیست.
این نوشته ام البته قصد آن ندارد که بگوید مطرح کردن اصول حرفه ای و استانداردهای جهانی در کشور مناسب نیست بلکه در پی آن است تا عنوان کند جراید وطنی آنقدر مشکلات چشمگیر و اساسی دیگر دارند که مقایسه این همه، اساسا راه به جایی نبرده و دردی از مطبوعات بحران زده ما دوا نمی کند. نهایت آن است که آهی بر انگیزد و غبطه ای به جا گذارد.
به عنوان نمونه در شرایطی که روزنامه نگاران کشورمان نمی توانند نظرات خود را از طریق یادداشت مطرح کنند این چه توقعی است که پای هیچ بیانیه ای هم امضای آنان ننشیند یا در وضعیتی که خبرنگاران ایرانی پس از ماه ها از دریافت چندر غاز حقوق دریافتی نیز عاجزند این چه توقعی است که آن ها را از دریافت هدیه شرکت ها منع کنیم یا در حالی که نشریات نزدیک به بخش خصوصی از شدت بی رمقی روبه تعطیلی اند و دربه در دنبال آگهی می گردند مگر می توان از آنها انتظار داشت درستی تبلیغات بازرگانی را بررسی کنند.
اینها که راوی نوشته و در چرک نویس هم خلاصه اش آمده همه نیک هستند و صحیح و چه پسندیده که ژورنالیست های کشورمان هم آن ها را مد نظر قرار داده و رو به سوی آن قرار دهند. اما تحریریه های خودمان را چه کنیم که هنوز با مشکل کمبود کاغذ و خرابی پرینتر و قطع اینترنت روبه رو هستند و چک و چانه زدن خبرنگاران با سردبیر بر سر میزان حق التحریر دریافتی و دغدغه ماندن و تعدیل نیرو، خواب و خوراک را از قلم به دست ها گرفته است!
یادمان نرود اینجا کماکان ایران است و این نکته ای است که بی توجه به آن حرفه ای شدن مقدور نمی باشد.


